نمی دانم از کجا گناه آمد ذات بشر گر خدایی بود پس گناه از کجا آمد قامت آدمی را آلود وسوسه دیگر کدام سو بود این گناه و آن وسوسه یعنی ارزش نوع بشر را خراب کردند عاقبت دنیا برای آدم این گناهها سراب کردند ارزش چشمها سوزاندند در سینه ها آه پر کردند قلبها به گناه انداختند بین آدمیان راحت اختلاف و جدایی انداختند - - - حجت بقایی
موج تبلیغاتی شمال به نقل از پایگاه حامیان مشاور تحقیق و توسعه // رویای شقایق از مجموعه دفتر شعر شقایق از سروده های حجت بقایی در پایگاه ادبی شعرنو منتشر شد. لطفا با نقد و نظرات خود ما را در بهتر شدنمان همراهی نمایید.
یک زمانی در سر هر کوچه ای در کنار جاده ها در پس هر خانه ای هر کجا خاک در کنار آب بود یک شقایق بود و بعد هم شقایقها به ما سر می زدند